پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
72
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
آريستيديس « 1 » پسر لوسيماخوس از تيرهى انتيوخيس « 2 » از شهر آلوپيكى « 3 » بود . دربارهى دارايى او سخنهاى گوناگون رانده شده . برخى مىگويند او زندگى خود را با تنگدستى به سر داد و چون پس از مرگش دو دختر باز گذاشت اينان از ندارى مدتهاى درازى بىشوهر بودند و كسى خواستار آنان نمىشد . ولى ديمتريوس فاليرى بر خلاف اين سخن در كتاب خود كه درباره سقراط نوشته چنين مىگويد كه زمينى در فاليروم به نام آريستيديس معروف بود كه هم در آنجا به زير خاك رفت و براى اثبات اينكه آريستيديس مرد توانگرى بوده دليلهايى « 4 » ياد مىكند . آريستيديس با آنكه همدست و دوست كليستينس « 5 » بود و او كسى است كه پس از بيرون كردن بيدادگران بنياد فرمانروايى گزارد . همچنين او ، لوكورگوس لاكيدومنى « 6 » را پسنديده و هميشه در رفتار و كردار پيروى از او نشان مىداد و او را بر ديگر سياستگران و كشورداران برترى مىنهاد . بااينحال خود او هوادار آيين آريستوكراسى بود و از اين جهت ثميستوكليس پسر نئوكليس با او در زمينهى سياست حكمرانى مخالف بود . كسانى گفتهاند : اين دو تن چون از كودكى با هم بزرگ شده بودند از اين جهت هميشه با
--> ( 1 ) . Aristides ( 2 ) . Antiochis ( 3 ) . Alopece ( 4 ) . اين دليلها را پلوتارخ نقل نموده و يكايك پاسخ گفته ولى ما از ترجمه آنها واگذشتيم . ( 5 ) . Clisthenes ( 6 ) . Lycurgus